عبد الحسين نوايى
286
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
به جلوگيرى ايشان فرستاد . مجلس بسيار كوشيد كه راهحلى بيابد . حتى خواست كه ، با دادن امتياز راهآهن ، پاى آمريكائيها را به صحنهء سياست ايران بكشاند . انجمن دفاعى ايرانيان از كلكته چنين تلگراف كرد : هرگز تسليم درخواستهاى جديد نشويد . . . فشار شمالى براى تحصيل اجازهء امتياز راهآهن است . به تصميمهاى جنوب اعتماد نكنيد . تعلقات و روابط آمريكائيها را زياد كنيد . اما چون مذاكرات بهجائى رسيد ، مجلس يك هيئت دوازده نفرى را نزد نايب السلطنه فرستاد كه چون وكلا به كابينهء وزرا اعتمادى ندارند ، مايل است به نايب السلطنه اختيارات تامه بدهد تا با روس و انگليس مذاكره كرده با شرايط مناسبى با آن دو دولت صلح كند . ناصر الملك ازين سخن بهقدرى پريشان شد كه وكلا را تهديد نمود كه اگر بار ديگر اين خواهش را تكرار كنند به فاصلهء نيم ساعت به انزلى حركت خواهم كرد و دستور داد كالسكهاش را حاضر كنند . به قول شادروان احمد كسروى ، چه تيره درون مردمى كه برترى و سرورى اين كشور را جويا بودند . اما هنگام خطر هرگز نمىخواستند مسئوليتى بپذيرند . وقتى از نايب السلطنه هم ايرانيان آزادىخواه مأيوس شدند ، باز پيش شوستر رفتند كه چه بايد كرد . شوستر هم با اينكه مىخواست از اظهارنظر سياسى خوددارى كند ، ولى به قول خودش « بر خلاف شيوه و رضايت خود » گفت اگر ايرانيان بخواهند قشون در مقابل روسها بفرستند ، هنگام بهار پس از آب شدن برفها پنجاههزار قزاق روس به ايران سرازير مىشوند و آخرين شرارهء آزادى و استقلال را خاموش مىكنند و نه يك بيوهزن زنده خواهند گذاشت تا بر مزار فدائيان اشك بريزد نه يك طفل يتيم . كشاكش ميان مجلس و دولت همچنان باقى بود و با اينكه كابينه تغيير يافته و محتشم السلطنه از هيئت وزرا خارج شده و قوام السلطنه و حكيم الملك كه مورد نظر دموكراتها بودند به كابينه درآمده بودند ، ولى دموكراتها همچنان اظهار عدم رضايت مىكردند .